شنبه، ۴ آذر ۱۳۹۶, ۱۲:۴۶

  • تکمران دات کام
  • علی طلوعی   ۱۳۹۱/۱۲/۰۱
  • اینروزها در شلم و شوربا  سیاست و اقتصاد ، درگیر غربت و فرهنگ و رسانه ام – به روال گذشته – به حرمت مهربانی کلاس، با دانشجویانم درس می خوانم و درس می گیرم ، با حافظانه های حافظ زندگی می کنم ، هر از گاهی بی سرو صدا با  لبخندهای ملس لیلی و غزل عکس می گیرم و عکاسی می کنم . فردایادداشت و پس فردا چاپ دوم کتاب سواد رسانه ای را به اهالی رسانه تقدیم می کنم.
    به زودی پژوهش 6 ساله " جامعه شناسی عشق " را به حراج خواهم گذاشت.
    اینروها درگیر فرهنگنامه مرام ایل هستم و واژه های مقدس سرزمیم را بازنویسی می کنم.
    اینروزها دچار دوتار کردی رحیم خان ام.
    اینروزها حال و روزم دیدنی است زیبایی را می فهمم  و دوست دارم هر وقت منظره زیبایی     می بینم " دونفر باشیم" . و شاید برای همین است که شما را به تکمران دات کام  دعوت کرده ام  .
    اینروزها که طبق تقویم ، من از لیلی پیرترم و او از من مجنون تر . به هردری می زنم ، فقط شعر  نمی گویم  مگر از سرعادتِ ارادت به چشمانی که بیگاه زیرلب زمزمه شان می کنم .
    خلاصه تکمران دات کام  کوچه ای است که درآن می شود از همه چیز  عاشقانه سخن گفت بدون آنکه از عشق حرفی به  میان آورده باشی !

    حال چرا تکمران دات آی آر ؟
    پیش از این گفته بودم که کمی پایین تر از ایل بارانی، نرسیده به سیبستان شایجان دشت بسیار زلالی است به نام تکمران که مردمانش یا عاشقند یا بخشی یعنی یا به رسم مجنون دوتارمینوازند و یا به شیوه لیلی عاشقانه آواز میخوانند ....
    تکمران دات کام ، نه بقعه ای مقدس است که دلت را درآن مسلمان شوی ، نه مدفن " الله مزار"  که گیسوانت را پریشان کند. اما حتما در اینجا " آهوانی را شکار می کنی که پلنگ می زایند". پلنگانی که با بوی دوتارهای سوخته تاریخ آهوانه رمیده اند !
    اینجا پنجره ایی مشبک است که دوست ندارم بار دیگر " برای بسته شدن باز شود" ، پنجره ایی برای تقسیم منظر و نظر باتفاق لبخند و غرور.
    اگرچه دیری است از این پنجره های مجازی می ترسم چرا که پنجره شروع شیب دار عاشقی است در حوالی سرراست کوچه های ما.
    اصلا مگر می شود در کوچ های مجازی عاشق شد؟!
    من هیچ وقت مجاز را نفهمیدم – باور نکرم- من هیچ گاه نتوانسته ام در این دنیای مجازی به یک سلام صادقانه دلخوش کنم چرا که تشخیص و تمیز آن برایم دشوار است حتی دشوارتر از ماموریت اخضر ابراهیمی در آشتی دادن دو طرف مخاصم در سوریه !!
    یا مثلا باور به لبخند تر و تازۀ آقایان احمدی نژاد و علی لاریجانی به یکدیگر.
    اما دل به دریا زده ام و آمده ام تا در این دنیای مجازی ، حقیقت را بجویم ، با ته نشین خاطرات پرخطر کودکی ام که با دیازپامی تقلبی خوابش برده است ، ته نشین سرگردان کوچه های خیس.
    راستی تکمران دات کام  می تواند حافظه ایلیاتی منِ دهاتی زاده در بی رحمی شلوغ شهر باشد؟!
    گفتم بدنیست با تکمران دات کام بدهکاری هایم  را صاف کنم . 
    ما به تاریخ بدهکاریم به اندازه یک تکمران 
    به تکمران بدهکاریم به اندازه یک درد 
    به درد بدهکاریم به اندازه یک دوتار کردی
    به دوتار کردی بدهکاریم به اندازه یک پنجۀ زخمی
    به پنجه های زخمی بدهکاریم به اندازه تمام تاریخ !!!
     

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به دکتر علی طلوعی می‌باشد.